تبليغاتX
تنهای تنهام

تنهای تنهام

مسابقه
 

دوست و همراه خوبم یاسی ازم دعوت کرد که تو یه بازی وبلاگی شرکت کنم ... چون انشا من هیچ وقت خوب نبود سریع می رم سراغ مسابقه

دوست داشتنی ها :

۱- آقام امام رضا (ع) که ارادت خاصی بهش دارم .

۲- داداشام که همه دنیای من هستند .

۳- یادآوری یه سری خاطرات که هیچ وقت فراموششون نمی کنم .

۴- اینکه می تونم آدم های دوروبرم رو ببخشم و کینه ای ازشون به دل نداشته باشم .

۵- خوب شدن همه مریض ها .

۶- کلاس نقاشیم که واقعا احساس آرامش می کنم .

۷- داشتن یه زندگی آرام و بی دغدغه همراه یه ماشین آخرین سیستم .(خواستن توانستن است)

۸- کمک کردن و آروم کردن تمام آدم هایی که تو زندگیم می شناسمشون و مشکل دارن . لذت بخشه .

۹- گرفتن مدرک کارشناسیم و خانم مهندس شدن .

۱۰- این شماره جزو اطلاعات دسته بندی شده سازمان جاسوسی کشوره .

دوست نداشتنی ها :

۱- اینکه آدم نتونه واسه خودش و آیندش تصمیمی بگیره .

۲- شکستن دل .

۳- اینکه کسی رو به خاطر کاری که انجام نداد مجازات کنن .

۴- سرگردونی همه جوان ها .

۵- درس برنامه نویسی که آدم و دیوانه می کنه .

 بقیه شماره ها یه سری چیزا هست که گفتنشون جالب نیست ... پس بیخیال .

 

از همه پیوندهای وبلاگم دعوت می کنم که اگه دوست دارن تو این مسابقه شرکت کنن ...

 

در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برسان.

 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت9:45توسط نازی |
شور دلتنگی
 

عجب دل را ...

صدایت می کنم باران

نگاهت می کنم ای عشق

وامشب شور دلتنگی

هوای خانه دل شد

عجب دل را!

ببین ما را چه حاصل شد؟

وعشق آمد

از اول، بی صدا آرام وآهسته

به نرمی آمد و با عشق

یکدل شد

از آن پس حاکم محض خلایق شد

و ما را باز سکوت شرم حاصل شد

ندایش ضربه دل شد

و آثارش درون چهره ظاهر شد

و او کم کم نوای عاشقی سر داد و

آخر،لیک منکر شد

مرا با عاشقی عهدی نبوده ست

که این را عشق ممکن شد

عجب دل را!

ببین یک لحظه غافل ماند

ولی یک عمر عاشق شد...

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت0:0توسط نازی |
درد و دل با خدا
 

یاریم کن ....

خدايا...پروردگارا...کمکم کن، کمکم کن که  بتوانم پنچره ی دلم راروبه حقيقت بگشايم...

خدايا...ياريم کن که مرغ خسته دلم راکه ديری است دراين قفس زندانی است، دراسمان آبی عشق توپروازدهم...

خدايا..پروردگارا...ياريم کن که شوق پرواز را هميشه درخود زنده نگهدارم .....

خدايا...توخود می دانی که بدترين دردبرای يک انسان دورماندن ازحقيقت خويشتن  ورهاشدن درگرداب فراموشی وسردرگمی است...پس توای کردگار بی همتا مرا ياری کن که به حقيقت انسان بودن پی ببرم تابتوانم روزبه روزبه تو که سر چشمه تمام حقيقت هايی نزديک ونزديکتر شوم....

خدايا...هميشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فرياد می زنم:

خدايا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم...

 

 

 مبادا رهایمان کنی ...

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت1:0توسط نازی |
نی نی جونم خوش اومدی ...
 

 

نازنینم

وقتی تو آمدی دنیا عجیب قشنگ شد ...

یادت هست؟....

خوش آمدي زيباترين فرشته ي آسمان من....

تولدت مبارك ماه مهربان من....

 

امروز كه خورشید در میاد  

فرشته ای باهاش میاد

از ته دل تبریك میگم

روز تولدش  میاد

                         ستاره ها رو جمع كنید

                         شعر تولد بخونید

                         فرشته از بهشت میاد

                         شاهزاده رو صدا كنید

                         تاجش رو از طلا كنید

                                             شعر من براش یه هدیست

                                         *  به خدا جونم به جونش بستست *

 

 

می گویند کودکی به دنیا آمده که از ماه هم زیباتر است.می گویند با ورودش آسمانها و زمین را نورانی کرده.در آسمان غوغایی است.

یاسی عزیز تولد پسر دلبندت را به تو و بابک عزیز از صمیم قلب تبریک می گم . همیشه شاد باشید .  اون چند شاخه گل رز هم که پیش نی نی جون هست مال تو ... چون می دونم چقدر گل رز دوست داری ...

 

booooooos

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت13:45توسط نازی |